شمارهٔ ۱۶۸

بیا، ای دیده شهری به سویت

جهانی گم شده در جستجویت

بلا و فتنه کار افزای چشمت

جفا و کینه دست افزار خویت

که باشد آیینه آه و هزار آه

که در آغوش گیرد نقش رویت

مبادا بگسلد یک مویت، ارچه

جهان آویخت در یک تار مویت