شمارهٔ ۱۷۰

بازش هوس شکار برخواست

وز دلشدگان قرار برخاست

او مرکب ناز راند و از خلق

هر سوی فغان زار برخاست

او پیش شکار مست بگذشت

فریاد ازان شکار برخاست

من خاک شوم بر آن زمینی

کز توسن او غبار برخاست