شمارهٔ ۱۹۴

دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت

باز تا شب بر من بیچاره چون خواهد گذشت

گفتیم جان در میان کن، زو ببر دل، چون برم

کو میان جان شبی صد ره فزون خواهد گذشت

امشب، ای جان کهن، بیرون گذر بیگانه وار

کاشنای دیگرم در دل درون خواهد گذشت

آن عقوبت ها که در روز قیامت گفته اند

اندرین شبهای غم بر من کنون خواهد گذشت