شمارهٔ ۲۰۱

سرو بستان ملاحت قامت رعنای تست

نور چشم عاشقان خسته خاک پای تست

من نه تنها گشته ام شیدای دردت جان من

هر که را جان و دل و دینی بود شیدای تست

نیر اعظم که لاف از قرب عیسی می زند

ذره ای از پرتو رخسار مه سیمای تست

در درون مسجد و دیر و خرابات و کنشت

هر کجا، رفتم، همه شور تو و غوغای تست