شمارهٔ ۲۴۲

ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت

نام بیداد تو جز لطف و کرم نتوان گفت

آرزوی تو ز روی دگران کم نشود

حاجت کعبه به دیدار حرم نتوان گفت

حسن تو خانه برانداز مسلمانانست

ناز هم یارب و زنهار که کم نتوان گفت

تا چه سرهای عزیزان به درت خاک شده ست

وه که آن خاک قدم خاک قدم نتوان گفت