شمارهٔ ۲۶۷
ای دهانت، چشمه آب حیات
شمع رویت آفتاب کاینات
تا دلم از شادی وصلت نماند
از کمند غم نمی یابم نجات
گریه را مپسند هر دم تا به کی
پیش چشم از گریه جیحون و فرات
زاتش هجرت تن خاکی بسوخت
تا کدامین باد آرد سوی مات
ای دهانت، چشمه آب حیات
شمع رویت آفتاب کاینات
تا دلم از شادی وصلت نماند
از کمند غم نمی یابم نجات
گریه را مپسند هر دم تا به کی
پیش چشم از گریه جیحون و فرات
زاتش هجرت تن خاکی بسوخت
تا کدامین باد آرد سوی مات