شمارهٔ ۳۰۴
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
دزدیده زان نگار خبر ده که تا کجاست
گر هیچ در رهی گذرانش رسیده ای
یک ره ازان سوار خبر ده که تا کجاست
من همچو گل بسوختم از آفتاب غم
آن سرو سایه دار خبر ده که تا کجاست
من ز آب دیده شربت غم نوش می کنم
آن لعل خوشگوار خبر ده که تا کجاست