شمارهٔ ۳۱۳

گر باغ پر شکوفه و گلزار خرم است

ما را چه سود، چون دل ما بسته غم است

چون باد صبح کرد غم آباد کاینات

بسیار جسته ایم، دلی شادمان کم است

جز سیل غم نبارد ازین سقف نیلگون

مسکین کسی که ساکن این سبز طارم است

جز خون دل مدام نباشد شراب او

هر جا یکی فقیر در اطراف عالم است