شمارهٔ ۳۱۶
من کیستم که این غم تو با چو من کسی ست
طوفان آتشی چه به دنباله خسی ست
خود را ببین در آینه و انصاف ما بده
کز چون تویی جدا شدن اندازه کسی ست
گر زانکه باد هجر مرا برد همچو خس
زینسان به خاک کوی تو خاشاک و خس بسی است
ای باد، چون رسد همه را زو زکوة حسن
یادش دهی که از همه وامانده واپسی ست