شمارهٔ ۳۵۹

رخ تو نور دیده قمر است

لب تو سرخ رویی شکر است

با تو، ای یکسر آمده به دلم

که کند شرکتی، گدا و سر است

کار دیگر مکن، مکن شوخی

زانکه، ای شوخ کار تو دگر است

گر ز پای خودم دهی خاکی

خاک پای تو سرمه بصر است