شمارهٔ ۳۶۰

تن پاکت که زیر پیرهن است

وحده لاشریک له، چه تن است

هست پیراهنت چو قطره آب

که تنک گشته بر گل و سمن است

با خودم کش درون پیراهن

که تو جانی و جان من بدن است

تازیم، در غم تو جامه درم

وز پس مرگ نوبت کفن است