شمارهٔ ۳۷۱

سر زلف تو تا بجنبیده ست

بوی مشک ختا بجنبیده ست

بوی خون آمد از صبا ماناک

عاشقی را هوا بجنبیده ست

تا بجنبید زلف او از باد

ناف آهو ز جا بجنبیده ست

ما و دیوانگی دگر کان زلف

باز بر جان ما بجنبیده ست