شمارهٔ ۴۰۱
بیا که دل بشد از انتظار آمدنت
نگاه داشته ام جان نثار آمدنت
ز بعد رفتن تو جان قرار کی کردی
دل ار ندادی با جان قرار آمدنت
یکی به یاد کن کار جان من آخر
وگرنه من بکنم جان به کار آمدنت
هنوز تاز رخت بشکفد گلم باری
خراش یافت دل از خار خار آمدنت
بیا که دل بشد از انتظار آمدنت
نگاه داشته ام جان نثار آمدنت
ز بعد رفتن تو جان قرار کی کردی
دل ار ندادی با جان قرار آمدنت
یکی به یاد کن کار جان من آخر
وگرنه من بکنم جان به کار آمدنت
هنوز تاز رخت بشکفد گلم باری
خراش یافت دل از خار خار آمدنت