شمارهٔ ۴۰۶

ای داشته به سر ز رعونت کلاه کج

سر کج مکن که کج بودش جایگاه کج

سیلی باد بین که چسان افگند به خاک

غنچه که می نهد دو سه روزی کلاه کج

از چشم راست بین همه را، کز کژی بود

کردن به مردمان ز تکبر نگاه کج

در نیک کوش کت بد و نیک ار به طینت است

کز خاک راست است بر آید گیاه کج