شمارهٔ ۴۳۴

کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد

اگر در دیده و دل جای دارد و جای آن باشد

بلایی گشت حسنت بر زمین و همچو تو ماهی

اگر بر آسمان باشد، بلای آسمان باشد

مرا چون هر دمی سالی ست اندر حسرت رویش

درین حسرت اگر صد ساله گردم، یک زمان باشد

بسی خواهم میانت را بگیرم، وه همی ترسم

که تنگ آبی رمن بی آنکه چیزی در میان باشد