شمارهٔ ۴۷۲

ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید

با لعل جگر سوزت، شکر به چه کار آید

خنجر کشی از مژگان بر سینه من، چون من

بی تیغ شدم کشته، خنجر به چه کار آید

کافر خط هندویت جایی که کشد ما را

یارب که به هندوستان کافر به چه کار آید

دل از پی آن خواهم تا خون شود از عشقت

گر کار بدین ناید، دیگر به چه کار آید