شمارهٔ ۴۹۴

باد آمد و بویی زنگارم نرسانید

پنهان سخنی از لب یارم نرسانید

فریاد من خسته رسانید به کویش

فریاد که در گوش نگارم نرسانید

افسوس که بگذشت همه عمر به افسوس

بخت آرزوی دل به کنارم نرسانید

ایام جوانی به سر زلف بتان شد

اقبال به سر رشته کارم نرسانید