شمارهٔ ۵۰۳
آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد
شادی همه غم بود ز بر نامدن کار
آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد
بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز
کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد
آیینه جان روی نما می کشمت پیش
کایینه رخسار توام در نظر آمد