شمارهٔ ۵۰۵

ترسم که از اطراف جهان دود برآید

گر آه من از جان غم اندود برآید

بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل

از وی چه عجب، گر نفس عود برآید

آتشکده دل بر ما، چند بپوشم

شک نیست که از آتش ما دود برآید

دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟

حقا که اگر جان طلبد زود برآید