شمارهٔ ۵۰۹

بر آب رخت یک گل سیراب نیاید

آنچ از لبت آید ز می ناب نیاید

دانم که لبت بنده نواز است، ولیکن

آن به که مگس بر سر جلاب نیاید

معذوری، اگر نیست دلت را اثر مهر

کاین عجز عیسی ست، ز قصاب نیاید

ناآمدنت را گله از بخت کنم، زانک

در کلبه درویش تو مهتاب نیاید