باغ گلدوزی

پرنده در قفس تار و پود می خواند

به شاخه ی نخی گل سرود می خواند

سرود دست نجیبی که در مه تصویر

دو بال خسته اش از هم گشود می خواند

شکاف سینه سپارد به بخیه ی سوزن

بنفش و آبی و سرخ و کبود می خواند

به درّه واره ی شب می زند پل آواز

مرا به خلوت آنسوی رود می خواند