آری بلند آسمانا

تو بر بلندای خاکم اسطوره ای از جنونی

شریان شط شفق را ما قبلِ تاریخِ خونی

نقشت به دیوار تکرار بر شانه ات سنگ بسیار

آنک پس پشت پندار سقف صدا را ستونی

ای زنده همچون طبیعت پنهان به نُه توی تصویر

در پرده نامت نماند اینسان که از خود برونی

از تو نسیمی غزل گفت در سوره های اناالحق

بردارِ این هولِ نزدیک فریاد دورِ قرونی