غزل جنگل

کدامین صفحه از تاریخ خون تکرار شد جنگل

که مردان را سرِ مردانگی بردار شد جنگل

ولایت سوز برقی خرمن خونین دلان افروخت

جهان در پیش چشم خونچکانش تار شد جنگل

ز بس در جلوه مهتابش بکام شب پرستان گشت

به شرماب ستاره لاله گون رخسار شد جنگل

به رگباری که آشفته ست خواب همزبانی را

سرِ آزادگان را سینه ی دیوار شد جنگل