برای بردن تو

شب عروسی تو عشق را کفن کردند

ترا به حجله ی خون سوگوار من کردند

زِ چشمم آینه هایت مگر بیندازند

کتان کهنه ی مهتابی ات به تن کردند

شکوه نغمه ی من رنگ و بوی نوحه گرفت

خجسته قُمری شعرِ مرا زغن کردند

از اینکه خار عَطَشکامی ات نیازارد

به پیشواز تو در هر قدم چمن کردند