ساده تر از نرگسم
با همــه آییـنگی,بــی نفسم کـرده اند
رخ به رخ طوطیـان در قفـسم کرده انـد
نام و نشـانم بهـل_هیــچ نه آبـم نه گل
در گذر اهـل دل هیچ کسم کرده انــد
دشت من آتش دم است,آه من از آدم است
تا بچرد شعله ام خار و خسم کرده انـد
تا بشکستی درست سخت نیارم به سست
در سر راه نخست دسترسم کرده انــد