پر از پرم چو قاصدک
بلورْ زاد برفْ تن _ که جبهه می گشایـی ام
عبور از چه کرده ای که شیشه می نمایـی ام
شراب گونه می زنــی ره تجــرد مـــرا
به تشنـه ی تبسمـی چه گرم می ربایـی ام
نه خاک می تواندم به خـود کشد نه آسمان
پر از پرم چو قاصدک_تو,بال می گشایی ام
نسیم نرم دامنـت مــرا ز جای برده اسـت
اگر چــو خاک راه تو هوایـی ام هوایـی ام