شمارهٔ ۵۳۰

کجا بودی، بگو، ای سرو آزاد؟

که رویت دیدم و اقبال رو داد

به هر جانب همی رفتم ز مستی

که ناگه چشم مستت بر من افتاد

لبت همشیره شد با جان شیرین

بدانگونه که عشق و فتنه همزاد

مگردان روی، گر چه من خرابم

که بوده ست این خرابه وقتی آباد