شمارهٔ ۵۴۴

دلم زینسان که زار و مبتلا شد

ازان نامهربان بیوفا شد

مباد از آه کس آن روی را خوی

اگر چه جان مسکینان فنا شد

بیا بر دوستان، ای جان، ربا کن

هر آن تیرت که بر دشمن قضا شد

مرادت، گر هلاک چون منی بود

بحمدالله که آن حاجت روا شد