شمارهٔ ۵۷۴
صبا آمد، ولی دل بازنامد
غریب ما به منزل باز ماند
به دریا غرقه شد رخت صبوری
که کشتی سوی ساحل بازماند
دل ما رفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد
گرفتار است دل، ای پندگو، بس
کزین افسانه ها دل بازنامد
صبا آمد، ولی دل بازنامد
غریب ما به منزل باز ماند
به دریا غرقه شد رخت صبوری
که کشتی سوی ساحل بازماند
دل ما رفت با محمل نشینی
رود جان هم که محمل باز نامد
گرفتار است دل، ای پندگو، بس
کزین افسانه ها دل بازنامد