افسانه ی من

گفتم که بیا کنون که من مستم، مست

ای دختر شوریده دلِ مست پرست

گفتا که تو باده خوردی و مست شدی

من مست باده می‌خواهم، پست

یک شاخهٔ خشک، زار و غمناک شکست

آهسته فرو فتاد و بر خاک نشست