تکیه بر جای خدا ۱

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم

در آن یک شب، خدایا! من عجایب کارها کردم

جهان را روی هم کوبیدم، از نو ساختم گیتی

ز خاک عالم کهنه، جهانی نو بنا کردم

کشیدم بر زمین از عرش، دنیادار سابق را

سخن واضح‌تر و بهتر بگویم، کودتا کردم

خدا را بندهٔ خود کرده، خود گشتم خدای او

خدایی با تسلط، هم به ارض و هم سما کردم