تکیه بر جای خدا ۲

شبی در حال مستی تکیه بر جای خدا کردم

نمی‌دانم کجا بودم، چه‌ها کردم، چه‌ها کردم

در آن لمحه ز مستی حال گردان شد

خدا دیدم، وجودم محو و گریان شد

به خود فائق شدم، مستی ز سر رفت

غرور آمد، دلم از حد کم رست

خدا دیدم، خودم را بندگی کو؟

کجا شد جبر و سختی؟ بی خودی کو؟