خاطرات گذشته...

تا بدانند سرنوشتش را

در چه مایه

بر چه پایه باید نهاد

تصمیم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگارد

و به خدمت سرنوشت سازانش بگمارد...

عجبا دید که در کلبهٔ نگون بختش

حتی برای نمونه

یک مداد هم ندارد