شمارهٔ ۶۷۴

یار من گویند آنجا گه گاهی بگذرد

راضیم گر در دلش از بعد ماهی بگذرد

بیهشم در راهش افتاده، مرا آگه کنید

گر درین ره سرو بالا کج کلاهی بگذرد

ای صبا، جانم ببر، در خاک کویش کن نثار

گر درین ره نگذرد آخر به راهی بگذرد

حال پالامان راه خویش می پرسی، مپرس

وای بر موران دران شارع که شاهی بگذرد