شمارهٔ ۷۰۳

رسم خونریز در آن خوی جفاساز بماند

این کله بر سر آن ترک سرانداز بماند

گفتمی نام تو و زیستمی هر دم پیش

که ز لب کم نشود کام تو و گاز بماند

گه رود جان و گهی باز بیاید در تن

گه به تاباک در اندیشه آن ناز بماند

باد چستی که بر آید سر عشاق ز دوش

این هوا در سر آن سرو سرافراز بماند