شمارهٔ ۷۰۵

مست من باز جدایی ز سر آغاز نهاد

راه خلقی زد و تهمت به سر ناز نهاد

خلق دیوانه شد آن لحظه که از رعنایی

کله کژ به سر سرو سرافراز نهاد

مست شد ده دل و در راه برآمد صد جان

در خرامش چو برآورد قدم، باز نهاد

ای عفاالله ز پی کشتن ما در چشمت

حسن خاصیت شمشیر سرانداز نهاد