خواب یلدا ...

شب که می آید و می کوبد پشت ِ در را ،

به خودم می گویم :

من همین فردا

کاری خواهم کرد

کاری کارستان ...

و به انبار کتان ِ فقر کبریتی خواهم زد ،

تا همه نارفیقان ِ من و تو بگویند :

"فلانی سایه ش سنگینه