شعر بی نام

بر سینه ات نشست

زخم عمیق و کاری ِ دشمن

امّا

ای سرو ِ ایستاده نیفتادی ...

این رسم ِتوست که ایستاده بمیری ...

*

در تو ترانه های خنجر و خون ،

در تو پرندگان مهاجر