دامون ۲

۱

دشنه نشست میان کلامم ،

در چشم آن کلام سبز مقدس

که راهی جنگل بود

و انتظار ِ پرنده ،

در وعده گاه پیام پریشان شد

اینک دوسوی شانهٔ من

رگبار ِ بال تیر خورده