شمارهٔ ۷۳۲
اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
سهمی از غمزه او در دل من می آید
چه خطا رفت ندانم که بر ابرو زده چین؟
بهر آرا من آن ترک ختن می آید
سخنی از دهنش گفتم و زد بر دهنم
بهر هیچ آن همه خواری و زدن می آید
مستی و رندی و عاشق کشی و شیوه و ناز
هر چه گویند ازان تنگ دهن می آید