شمارهٔ ۷۶۰

به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید

عمر من هر چه برفته ست ز سر باز آید

زو نبودم به نظر قانع و می کردم ناز

کار من کاش کنون هم به نظر باز آید

ماه من رفت که از حسن به شکلی دگر است

وه که ماهی برود، شکل دگر باز آید

هوش و دل رفت، به جان آمدنش می خواهم

چه کنم؟ چیزی ازان رفته مگر باز آید