شمارهٔ ۷۷۵

باز بوی گل مرا دیوانه کرد

باز عقلم را صبا بیگانه کرد

بازم از سر تازه شد مستی عشق

بس که بلبل ناله مستانه کرد

گل چو شمع خوبرویی برفروخت

بلبل بیچاره را پروانه کرد

نی بر آب زلف تست، ار چه به باغ

زلف را با آب سنبل شانه کرد