شمارهٔ ۷۹۶

گل ز روی تو فرو می ریزد

مشک در زلف تو می آویزد

از پی دیدن روی چو گلت

باد صد نقش همی انگیزد

هر که آن خط مسلسل بیند

خاک بر خط دبیران ریزد

چون سحر بوی تو آید به چمن

باد صبح از سر گل برخیزد