شمارهٔ ۷۹۸

گر سخن زان لب چون نوش شود

پسته را خنده فراموش شود

ور حدیث در دندانت کنم

صدف آنجا همه تن گوش شود

ز آسمان روی تو گر مه بیند

بر زمین افتد و بیهوش شود

گل که از روی تو ریزد به سخن

گر بچینند یک آغوش شود