شمارهٔ ۸۰۹

روی نکو بی وجود ناز نباشد

ناز چه ارزد، اگر نیاز نباشد

راه حجاز، ار امید وصل توان داشت

بر قدم رهروان دراز نباشد

مست می عشق را نماز مفرمای

کان که بمیرد بر او نماز نباشد

مطرب دستانسرای مجلس ما را

سوز بود،گر چه هیچ ساز نباشد