شمارهٔ ۸۱۸

ما را ز کوی جانان عزم سفر نباشد

بی عمر زندگانی کس را بسر نباشد

وصف دهان شیرین می گویم و ندانم

در وصف او چه گویم کان مختصر نباشد

زلف ترا به هر سو باد افگند ازان رو

تا بار خسته دلها بر یک دگر نباشد

وصل تو بی رقیبان هرگز نشد میسر

بی خار و خس کسی را گل در نظر نباشد