شمارهٔ ۸۳۲

عهدی که بود با منت، آن گوییا نبود

وان پرسش زمان به زمان گوییا نبود

نامم که گفته ای و نشانم که داده ای

زان روزگار نام و نشان گوییا نبود

در گلشنی که با گل و مل بوده ایم خوش

آمد خزان و بویی ازان گوییا نبود

یاری بکن ز مردی با بنده پیش ازآنک

گویند مردمان که فلان گوییا نبود