شمارهٔ ۸۳۶
یارب، چه بود امشب و مهمان من که بود؟
تسکین جان بی سروسامان من که بود؟
بیدار گشت بختم و البته راست شد
آن جمله خوابهای پریشان من که بود
شبها ز هجر زیستم از جان دیگران
امشب که مرده زنده شدم جان من که بود؟
حیران آه و ناله من بود تا صباح
باری نگه کنید که حیران من که بود؟