شمارهٔ ۸۵۵
دل باز سوی آن بت بدخو چه می رود؟
این خون گرفته باز دران کوچه می رود؟
چون رفت از من آن دل نادان، رو، ای صبا
امشب بران غریب ببین گو چه می رود؟
گلگشت باغ می کند امروز سرو من
بنگر که باز بر گل خوشبو چه می رود؟
آخر گهی نگشت صبا نزد کوی او
چندین به سوی لاله خودرو چه می رود؟