شمارهٔ ۸۵۶

عمرم در آرزوی تو رفته ست و می رود

صبرم به جستجوی تو رفته ست و می رود

رفتی و بوی زلف تو ماند و هزار دل

دنبال تو به بوی تو رفته ست و می رود

سوی در تو رهبر جانهای عاشقان

بادی که آن به کوی تو رفته ست و می رود

خونابه ایست از دل همچون منی دگر

آبی که آن به جوی تو رفته ست و می رود